خرید بک لینک

مهمه چی میشه؟ من اصلا واسه خودم واسه زمان آیندهم برنامه دارم که بگم مهمه؟! مهمه؟؟ من میگم نیست ! بازیچه ایم بازیچه ! دوراهی نیست فقط یک قهقهراست ! واسم مهمم نیست من موندنی نیسم ! فقط بدستش بیارم دیگه هیچی مهم نیست ! من تنم ذهنم کشور نسل آینده هیچی مهم نیست فقط مالِ من ! دارم فک میکنم قوی سیاه درونم داره حلول میکنه !:)

برچسب: نویسنده: پویان شمس تاريخ: جمعه 3 مهر 1405 ساعت: 8:20

میدانی خودم هم دیگر نمیکشم! خودم هم ازین تعفن به طرز رقت باری گریزانم میدانی چرا تعفن مینامش ؟! گند نزده نه ! نپوسیده ! کرم نخورده اش تنها دست نخورده است بکر ! جای جای وجودم را میگویم سالها کسی بوده ام که نیستم اهداف دراز مدت و غریب اورا دنبال کرده ام اما حالا فریاد میزنم او نیستم ! من همان ذره کوچکم که دور پوسته ضخیم پنهان شده ! لابلای پوسته های سخت زنده است ! بیدارش میکنم #ی_م

برچسب: نویسنده: پویان شمس تاريخ: جمعه 3 مهر 1405 ساعت: 8:20

ای عاشقان ای عاشقان آن کس که بیند روی اوشوریده گردد عقل او آشفته گردد خوی اومعشوق را جویان شود دکان او ویران شودبر رو و سر پویان شود چون آب اندر جوی اودر عشق چون مجنون شود سرگشته چون گردون شودآن کو چنین رنجور شد نایافت شد داروی اوجان ملک سجده کند آن را که حق را خاک شدترک فلک چاکر شود آن را که شد هندوی اوعشقش دل پردرد را بر کف نهد بو می‌کندچون خوش نباشد آن دلی کو گشت دستنبوی اوبس سینه‌ها را خست او بس خواب‌ها را بست اوبسته‌ست دست جادوان آن غمزه جادوی اوشاهان همه مسکین او خوبان قراضه چین اوشیران زدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویان شمس تاريخ: جمعه 3 مهر 1405 ساعت: 8:20

I Want Infinity! واندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو Luv|دلبر دست بنه بر دلم از غم دلبر مپرسچشم من اندرنگر از می و ساغر مپرسجوشش خون را ببین از جگر مؤمنانوز ستم و ظلم آن طره کافر مپرسسکه شاهی ببین در رخ همچون زرمنقش تمامی بخوان پس تو ز زرگر مپرسعشق چو لشکر کشید عالم جان را گرفتحال من از عشق پرس از من مضطر مپرسهست دل عاشقان همچو دل مرغ از اوجز سخن عاشقی نکته دیگر مپرسخاصیت مرغ چیست آنک ز روزن پردگر تو چو مرغی بیا برپر و از در مپرسچون پدر و مادر عاشق هم عشق اوستبیش مگو از پدرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویان شمس تاريخ: جمعه 3 مهر 1405 ساعت: 8:20

دست بنه بر دلم از غم دلبر مپرسچشم من اندرنگر از می و ساغر مپرسجوشش خون را ببین از جگر مؤمنانوز ستم و ظلم آن طره کافر مپرسسکه شاهی ببین در رخ همچون زرمنقش تمامی بخوان پس تو ز زرگر مپرسعشق چو لشکر کشید ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویان شمس تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 5:30

آخر به چه گویم هست از خود خبرم چون نیست
وزبهر چه گویم نیست با وی نظرم چون هست

برچسب: نویسنده: پویان شمس تاريخ: پنجشنبه 28 دی 1396 ساعت: 22:16

His Face|رویِ او ای عاشقان ای عاشقان آن کس که بیند روی او شوریده گردد عقل او آشفته گردد خوی او معشوق را جویان شود دکان او ویران شود بر رو و سر پویان شود چون آب اندر جوی او در عشق چون مجنون شود سرگشته چون گردون شود آن کو چنین رنجور شد نایافت شد داروی او جان ملک سجده کند آن را که حق را خاک شد ترک فلک چاکر شود آن را که شد هندوی او عشقش دل پردرد را بر کف نهد بو میکند چون خوش نباشد آن دلی کو گشت دستنبوی او بس سینهها را خست او بس خوابها را بست او بستهست دست جادوان آن غمزه جادوی او شاهان همه مسکین او خوبان قراضه چین او شیران زده دم بر زمین پیش سگان کوی او بنگر یکی بر آسمان بر قله روحانیان چندین چراغ و مشعله بر برج و بر باروی او شد قلعه دارش عقل کل آن شاه بیطبل و دهل بر قلعه آن کس بررود کو را نماند اوی او ای ماه رویش دیدهای خوبی از او دزدیدهای ای شب تو زلفش دیدهای نی نی و نی یک موی او این شب سیه پوش است از آن کز تعزیه دارد نشان چون بیوهای جامه سیه در خاک رفته شوی او شب فعل و دستان میکند او عیش پنهان میکند نی چشم بندد چشم او کژ مینهد ابروی او ای شب من این نوحه گری از تو ندارم باوری چون پیش چوگان قدر هستی دوان چون گوی او آن کس که این چوگان خورد گوی سعادت او برد بیپا و بیسر میدود چون دل به گرد کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویان شمس تاريخ: پنجشنبه 28 دی 1396 ساعت: 22:16

دردا دردا دردافریادا یادا یادآوردردا دردا دردادرمانا مانا ماناگردردا دردا درداسردارا دارا داراوردردا دردا دردافریادا یادا یادآوردلِ بی در و بی سر و بی تن هر که روم چون بر درچون بر در بی درش همه پیکر من ره بندشدردا دردا دردادریادا بادا بادآوردردا دردا دردادرمانا مانا ماناگردردا دردا درداسردارا دارا دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویان شمس تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 1:00

من پُرم
پرم از حرفای نگفته
پراز حرفای نباید
حرفای نجویده
حرفایی که باید تُف شن !
باید حذف شن!

اما خب من اینکارو تاحالا کردم پرتشون کردم از دهنم اخه راه خروجش همونه !و گرنه مغز نشخوار منو چه به پاکسازی !
اما خب ته این پرت کردن پرت شدن خودمم دیدم سقوط خودمو تو نگاه بقیه !
اره حرفای من خود هبوطه !
سقوط با سر پاشیده شدن مغزم روی اسفالت سخت نگاه بقیه !
خب تو بگو تو تنها کسی ای که نشخوارامو تحویل میگیری تو بگو بم از چشت افتادم ؟

برچسب: نویسنده: پویان شمس تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 1:00

خیلی دوری
عجیب دوری !
اما نهایتا مال منی
مطمئنم !

برچسب: نویسنده: پویان شمس تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 1:00

دست از طلب ندارم تا کام من برآید

یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید

برچسب: نویسنده: پویان شمس تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 1:00

مهمه چی میشه؟
من اصلا واسه خودم واسه فردام برنامه دارم که بگم مهمه؟!
مهمه؟؟
من میگم نیست !
بازیچه ایم بازیچه !

دوراهی نیست فقط یک قهقهراست !

واسم مهمم نیست من موندنی نیسم !
فقط بدستش بیارم دیگه هیچی مهم نیست !
من تنم ذهنم کشور نسل آینده هیچی مهم نیست فقط مالِ من !
دارم فک میکنم قوی سیاه درونم داره حلول میکنه !:)

● پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۶ ● 21:57 ● Horizon

برچسب: نویسنده: پویان شمس تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 1:00

ما چاره عالمیم و

بی چاره تو

برچسب: نویسنده: پویان شمس تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 1:00

منو ببوس تو گرگ و میش سن پطرزبورگ !

برچسب: نویسنده: پویان شمس تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 1:00

سخنی بماند جانی

که تو بی بیان بدانی

برچسب: نویسنده: پویان شمس تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 1:00

صفحه بندی